السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
121
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
جزئى از قرآن كريم ، نام ائمّهء اهل بيت عليهم السّلام برده شده باشد . جهت دوم آن كه ، اگر ما موفّق نشويم كه اين روايات را به گونهاى تفسير كنيم كه با اعتقاد به مصونيّت قرآن از تحريف ، همخوان باشد ، ناگزير بايد آنها را رد كنيم ، به دو علّت : الف ) مخالفت اين روايات با كتاب كريم ؛ روايات متعدّدى از طريق اهل بيت عليهم السّلام رسيده است كه بر ضرورت و لزوم عرضه كردن اخبار اهل بيت بر قرآن كريم پيش از توجّه كردن به مضمون آنها دلالت دارند ؛ مانند اين سخن حضرت صادق عليه السّلام : « در كنار شبهه توقّف كردن بهتر است از افتادن به هلاكت . هر حقّى حقيقتى دارد و هر صوابى نورى ؛ آنچه را كه با كتاب خدا سازگار است برگيريد ، و آنچه را كه با كتاب خدا سازگار نيست ، واگذاريد » « 1 » . ب ) مخالفت اين روايات با ادلّهء متعدّدى كه در مبحث « اصالت قرآن » از آن سخن گفتهايم . جهت سوم آن كه ، برخى اسناد و قراين تاريخى در دست است كه به طور صريح بر عدم ورود نامهاى ائمّه در قرآن كريم دلالت دارد . از جمله اين قراين ، حديث غدير است ، كه از آن در مىيابيم ، اوضاع و شرايط همزمان با قضيّهء غدير ، با تصريح قرآن به نام على عليه السّلام منافات دارد ؛ و گرنه ، چرا بايد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به تأكيد بر بيعت على عليه السّلام ، و گرد آوردن آن جمع بزرگ از مسلمانان را به خاطر آن ، نياز داشته باشد ؟ بالاتر از اين ، اگر در قرآن نام و ستايش على عليه السّلام به تصريح آمده است ، پس چرا بايد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از مردم در مقام آشكار كردن اين بيعت بترسد ؟ قرآن خود به اين مسأله اشاره كرده است و تأكيد كرده است كه خداوند آن حضرت را از شرّ مردمان نگاهبانى مىكند : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ، وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . « 2 » . ديگر از اين قراين ، آن كه تاريخ هرگز از اين دست با ما سخنى نگفته است كه على عليه السّلام يا احدى از اصحاب آن حضرت بر امامت خود به ذكر نام در قرآن احتجاج كرده باشد ، در
--> ( 1 ) وسائل ، 8 / 86 ، ج 35 ؛ توضيح بيشتر اين مطلب در مبحث « تفسير در مكتب اهل بيت عليهم السّلام » خواهد آمد . ( 2 ) مائده / 67